Category Archives: فارسی

فارسی جنگل است

فارسی جنگلیست که منظمی باغ و بوستان را ندارد ولی پر از زیبائی‌هاست. از جنوب به آن عطر عربستان میاید و بوی فرنگستان از غرب. ولی بوی جوی مولیان پررنگتز از آن دو تاست و به هر جای جنگل آید همی. اینجای بن‌های هزارساله پیداست که پهلویش گیاهی تازه می‌رویاد و ریشه‌ی هر دو از همین جاست. هر چه پیشتر در این جنگل عجیبی راه می‌روم بیشتر در آن گم می‌شوم. چندی پیش فکر می‌کردم که جنگل را خوب بلدم ولی این از اشتباه‌هایم بود. فارسی جنگلیست که تسلط بر آن ناممکن است.

من اهل ورشو‌ام روزگارم بد نیست. در طرف دیگر شب یعنی در سایت دیگری در اینترنت صفحه‌ای ساخته‌ام تا زبان جنگلهای سرسبز لهستان را به شما نشان بدهم. ولی راستش را بخواهید آن‌طوری که باید و شاید کلیدش نزده‌ام و کار پیش نمی‌رفته و در جا ماند. شاید این روزها فرصت مناسبی‌است تا از نو کمر به آن کار ببندم؟ مشتاق عقیدات شما هستم و نیازمند به مشورتتان و تشویق.

Advertisements